کنسلی شمال
دیشب حامدم زنگ زد گفت یکی از بچه ها هفته پیش رفته شمال دهنش سرویس شده از ترافیک
ما هم که درگیر بچه مدرسه ای نیستیم ...بزاریم هفته دیگه با رزرو هم هماهنگ میکنم احتمالا بشه جا رو تغییر داد
اولش لجم گرفت و مقاومت کردم ولی بعد دیدم منطقی میگه
هیجی دیگه تولدم شمال نیستیم شد هفته دیگه![]()
الان که مینویسم خونه مامان جونم هستم...صبح اومدم اینجا..هوا به شدت خنکه
یه غذایی مامانم داره اسمشو گذاشتم گندمک یه جورایی مثل یه آشه (گندم...لوبیا چیتی تازه،پیاز داغ و ادویه) عاشقشم یعنی
چون دیدی دوست دارم صبح اومدم دیدیم گندمک برام گذاشته
شب هم که پرسپولیس بازی داره ،دیشب حامد میگفت آخ جون بازی رو با بابا میبینم (هر دو هم پرسپولیسی تیر
)
دیگه اینجوریاااااااا