من میگم  افزایش دمای هوا و این حرفارو ولش!!!

خدا هممونو انداخته جهنم ولی خو ما داغیم حالیمون نیست

نیشکون و سیلی هم بی فایده است البته!

یادم باشه امشب موقع افطار کلی آب بخورم که فردا پشیمون نشم!

 

فشار روزه:|

معلومه که روزه به من یکی حسابی فشار آورده!!!

اونم از نوع بی سحریش

پا شدم سه ساعت وضو گرفتم قشنگ جانماز پهن کردم کلی حاضر شدم با حضور قلب تمام نماز خوندم!!

بعدشم مثل بچه های خوب مرتب و تمیز جانماز و جمع کردم و شادو خندون که تازه متوجه شدم  هنوز اذان نگفتن!!!!

هیچی دیگه الان دیگه حوصله ندارم دوباره پاشم بخونم!!!

معدم داره سوراخ میشه!اگه دوباره بخوام بخونم فکر کنم وسط نماز بیوفتم غش کنم!!

کلا من هر وقت حالت معنوی خوبی بهم دست بده و جوگیر بشم تو معنویت یه همچین بلایی سرم میاد!!

یادمه یه سری هم که نمازمو خیلی با خلوص نیت خوندم بهدش فهمیدم که وضو نگرفتم!!

خدایا به امید تو!!!

میگم هر چقدر که آدم سالهای بیشتری از عمرش می گذره و بزرگتر میشه......تصمیم های مهمی که باید بگیره هم همینطور باهاش بزرگ و بزرگتر میشن!!

چند روز پیش استادمون سر کلاس پیشنهاد همکاری کرد بهم........خیلی هم پیشنهاد خوبی بود و من باید بین ادامه تحصیل و این پیشنهاد کاری خوب یکی رو انتخاب می کردم که نهایتا دل و زدم به دریا و پیشنهادشو رد کردم و مصمم شدم واسه ارشد!!!

این چند وقته بین کار و ادامه تحصیل خیلی درگیری داشتم!!

امیدوارم تصمیم درستی گرفته باشم.......همیشه و از دوران دبیرستان آرزوم بود یه روزی بتونم دانشگاه تدریس کنم..........دوست دارم شغلی که قراره تو اینده داشته باشم جنبه معنویش خیلی بیشتر از جنبه مادیش باشه!دوست دارم اگه دانشی در کاره هر چند ناچیز وقف دیگران بشه....واسه همینم خیلی انگیزه دارم برای یه شروع مجدد و قبول شدن تو مقطع ارشد..........امیدورام هیچوقت نسبت به تصمیمی که گرفتم سرد نشم هر چند از ذید خیلیا این تصمیم و رد کردن اون پیشنهاد احمقانه باشه!

پ.ن

نماز روزه هاتون قبول درگاه حق..................

ماه خیلی قشنگ  و آرامش بخشی هست  امیدوارم نهایت سود استفاده رو بکنیم ازش!!

التماس دعا

ب.ن

داشتم وسایلمو مرتب می کردم فهمیدم یه دستبندم که خیلی دوسش داشتم سر جاش نیست:(خیلی ناراحتم:(اصلا یادم نی آخرین بار کی دستم انداختم:(

مگه حرام چه شکلیه؟؟

متاسفانه بعضی از ما ها فکر می کنیم که حرام زندگی کردن و پول حرام در آوردن و به طبع اون شکم رو با حرام پر کردن یا شاخ می خواد یا دم!

با یکی از فامیلامون که تازگی ها استخدام یه بانک معتبر توی تهران شده داشتم می حرفیدم!

می دونستم میره سر کار ولی اطلاعی از سمتش نداشتم آخه طرف دیپلم هم هنوز نداره و بالاترین مدرکش در واقع سیکل به حساب میاد!

در کمال نا باوری متوجه شدم که ایشون به لطف بند پ کلفت  رفقای باباش تو اون بانک سمت کارشناس مالی رو داره!

اونوقت افراد با کفایت تر و با استحقاق بیشتر به خاطر وجود همچین آدمای خود خواهی باید مدرکشونو قاب بگیرن به دیوار......................

و اصلا به این فکر نمی کنن که الان صندلی وجایگاه یکی دیگرو تساحب کردن و دارن حقشو می خورن!

اون وقت می گیم چرا کشور ما عقب افتاده است و از این جور حرفا!

هی برداشتیم به آدمای بی سواد الکی سمت دادیم که اصلا نفهمیدیم دیپلمه و سیکل کی شدن لیسانس و دکتری و تخصص!!

سیستم آموزشی کشور ما هم که همینجوریش مالیده خدایی هست و حتی اگه توش تحصیلات عالی هم پیدا کنی بازم همچین شخص خاصی نباید فکر کنی که شدی!

ولی خو دیگه ببین اونی که تو زمینه ای که کار می کنه همین حداقل هم نداره وضعش چیه! 

نمی دونم اعصابم ریخته به هم!

 

جنبه کلا چیز خوبیه!

دیدید بعضی وقتا بعضی ها چقدر خوب جواب علامت سوالای آدمو میدن؟؟؟؟

من همیشه با این قضیه مشکل داشتم که آقا چرا میگن پاسور حرامه!!!!(حتی بدون شرط بندی)

چون هر موقع بازی می کردم جز اینکه بهم خوش بگذره و تازه فکرم به کار بیفته چیز دیگه ای نبود!!!

امروز با یه سری از آشنا ها رفته بودیم بیرون!!

طرفم از این آدمایه تقریبا مدعی بود که اصلا به ذهنم خطور نمی کرد این آدم اهل پاسور بازی و اینا باشه!!!

هیچی دیگه فهمیدیم آره..........طرف اینکارست!!

اومدیم شروع کردیم بازی کردن.............

یعنی به قدری بازیو جدی گرفته بود و کثیف بازی کرد که آخر بازی هیچ چیز جز نفرت دلخوری و کدورت احساس نمی شد!!!

اونجا بود که جوابمو گرفتم!!!

به خدا اگه یه کم جنبه داشتیم خدا هیچ چیزی رو حرام نمی کرد واسمون!!!!!

دلم می خواد نفس بکشم!!

یه نفس راحت........

یه نفس خالی از دغدغه........

یه نفس بدون استرس...........

یه نفس اونم موقعی که به همه ی خواسته هام رسیده باشم............

خسته شدم...........خسته شدم بس که دوییدم و نرسیدم!

نفس هایی که فکر می کنم کشیدنشان بیهوده است!