ساده بازی
نمیدونم درونم یه جور سادگی هست که دوسش ندارم
شاید البته از نظر بقیه خوب باشه شایدم بد باشه واقعا نمیدونم
مثلا جاهایی که خیلی به لحاظ شخصیتی درگیرشم تو رابطه با آدماست
مثلا وقتی با اظرافیانمون به چالش میخوریم و یه وقت اگه ناراحتی به وجود بیاد ...درسته اولش آدم سخته فراموش کنه چی به چی شد ولی بعدش من یه جوری فراموش میکنم و سهمم رو از اشتباه میپذیرم که گاهی حس میکنم موجب میشه طرف مقابلم حس کنه هیچ تقصیری نداشته
نمیدونم چطوری بگم
یعنی منظورمه نمیتونم با سیاست رفتار کنم و بگم حالا مشکل رو سطحی با طرف حل کنم و بزار سو تفاهما باقی بمونه.... شروع میکنم به باز کردن مسئله و مو به مو میگم من فلان جا اشتباه کردم و سهمم رو از اشتباه میپذیرم و رئوفانه از طرف مقابل میخوام که من رو ببخشه...ولی تو تجربه آخری که داشتم با یکی از دوستان من برخوردم اینشکلی بود ولی ایشون یه جوری رفتار کرد که انگار فقط من مقصر بودم ...پا پیش گذاشت برای رفع کدورت ولی انگار همبن که دوباره سلام علیک داشته باشیم براش کافی بود
به خاطره همین حس میکنم ساده بازی در آوردم و اینکه با رفتارم یه جورایی بهش القا شد که انگار من بیشتر مقصر بودم ن...این اراحتم میکنه
البته نمیدونم واقعا رفتارم تا چه حدی درست و غلط بود!!!