حال و روزم
می نویسم تا برام یادگار بمونه
حال هوای این روزام خیلی جالب و متغیره
از طرفی کلی خوشحالم برای اینکه ممکنه قسمت بشه و بریم کربلا و یه مسافرت معنوی عالی داشته باشیم
و از طرفی هم کلی استرس و فکر و خیال دارم
اول بابت مسافرت البته سپردم به خود امام حسین و مطمئن هستم همه چیشو(آماده شدن پایسپورت مامانا و اوکی بودن همه جوره کاروان و ...)ایشالا خودش به بهترین نحو ردیف میکنه.
دومیش هم اینکه پروژه ای که توش بودم داره به دلایلی آرشیو میشه
این یعنی دوباره جابه جایی،تیم جدید و مصاحبه![]()
دیروز با کی از تیم ها مصاحبه فنی داشتم،تیم زیر ساخت شرکته...ظاهرا باهام اوکی بودن اونا....منم بدم نیومد ولی باید صبر کنم ببینم چی میشه![]()
امیدوارم هر چی که بهتره همون اتفاق بیفته...
از اونجایی که تولدم نزدیکه و احتمالا روز تولدم کربلا هستیم ،5 شنبه هفته پیش حامد جانم بردم و برام اپل واچ خرید برای کادوی تولدم![]()
دست گلش درد نکنه تو این همه بالا پایینی که دارم همش با دلداریها کمک هاش آرومم![]()
البته همون 5 شنبه رفتیم دوچرخه ثابت هم خریدیم...خیلی برای کالری سوزی خوبه واقعا فشار میاره...باشد که بیشتر مقبول افتد![]()