چه بلایی سرم اومد!

خونه ی خواهرم نصفه شب از خواب پریدم با حالت تهوع شدید

رفتم سرویس بهداشتی و اونجا بیهوش شدم

یادگاریشم شر یه زخم گوشه ی لبم .....خدارو شکر جاییم نشکست

امیدوارم تا روز عکاسی اوکی بشه زخمم

شب مزخرفی بود

پریشب اومدم خونه ی خودمون

فردا هم میریم ایشالا برای حامدم لباس دامادی بخیریمو منم برم برای پرو لباس عروس