بدجوری از صبح حال  هوای دم عیدو بوی عید پیچیده توی دماغم

الا رغم میل باطنیم مجبورم چند روزی حامدمو تنها بزارم برم پیش خواهرم چون پاش شکسته و بچه ی کوچیک داره

پروژه ای که نزدیک دو سال روش زحمت کشیده شده رو مدیرعامل داره متوقف میکنه و یه ناراحتیم از این بابته

ولی خدارو چه دیدی قطعا مسیر بهتری برام در نظر گرفته

امیدم فقط به خودشه

دلم خیلی برای قدیما تنگ شده

چه حال و هوای خوبی داشتیم قبل عید

این هفته رفتم لباس عروس خریدم

ایشالا 5 شنبه هفته دیگه مبرم برای فرمالیته

دلم برای نوجوونیام و دوران دانشجویی خیلی تنگ شده

دو ماه به عید خیلی حالو هوای خوبی داشتیم

اولین نوید نزدیکی عید هم دستفروشای مترو میدادن

یادش بخیر