خیلی بده یه مدت طولانی آپ نکرده باشی و بعد بیای یه خبر بد هم بدی..............!!!

من امروز تصادف کردم...........یه تصادف نسبتا وحشتناک!!!

کسی صدمه خاصی ندید تو این حادثه ولی خوب بدنم کو فته است و پاهامم کبود شده کلی........!!

تا به حال هیچ وقت تصادف نکرده بودم...........میشه گفت حس خیلی بدیه..........هیچ و قت دوست ندارم این طوری بمیرم!!!

 وقتی داشتیم می خوردیم به ماشین جلویی تنها چیزی که به ذهنم رسید صلوات بود و اینکه از ته دل از خدا خواستم که نمیرم!!!

چقدر خدا زود روی آدمو کم می کنه!!همین دیشب سر یه داستانی خیلی ناراحت بودم و پیش خودم به خدا می گفتم که ای کاش دیگه زنده نباشم و آمادگیشو دارم که بمیرم............ولی خدا تکلیفمو با خودم روشن کرد.................

من بازم شرمندت شدم!!!!!

پ.ن

من نمی دونم این اخلاق گند چیه که من دارم!!اینکه تو شرایط بحرانی خندم میگیره!!از ماشین که پیاده شدم ببینم چه خبره نمی تونستم خندمو کنترل کنم..................دوستمم که بدتر از من.....انقدر مسخره بازی در آورد که وضعیتو بدتر کرد........هی دست می کشید به دماغش می گفت پس چرا این خون نمیاد قضیه هیجانی بشه!!!یعنی ملت قشنگ فکر کردن ما از تیمارستان فرار کردیم!!