بیچاره این ویرچوآل جوجوها!!!!
بعد انقدر اذیتش کرد که جوجه ی بیچاره دو روزه مرد........پشت تلفن بهش می گم خاله چیکا کردی با جوجت؟ بیچاره مرد.........
برگشته میگه:من که کاری نکردم جوجش ضعیف بود.... مرد دیگه........(خاله الهی فدای خوشمزگی آت بشه)![]()
الان می دونم احساسات همتون بر انگیخته شد و رفتید تو بچگی هاتون و یاد جوجه های بیچاره ی خودتون و بلاهایی که سرش آوردین افتادین ولی خوب من میگم توبه کنید خدا می بخشه![]()
خود من گرچه اصلا از این حرکات حیوان نادوستانه با جوجه هام نمی کردم ولی یادمه یه بار آجی بزرگ بزرگم برا منو اونیکی آجیم جوجه خرید بعد ما اینارو تو یه جعبه کنار هم نگه می داشتیم یه سری که جوجمو در آوردم باهاش بازی کنم یهو که ازش غافل شدم دیدم رفت رو دفتر کتاب خواهرم کار خرابی کرد خواهرمم محکم پرتش کرد اونور ومنم گریه.............
این بود که جوجه بیچارم فلج شد و فرداش جان به جان آفرین تسلیم کرد......حالا عمق فاجعه این نیست.........عمقه فاجعه اینجاس که اونیکی جوجه هه (مال خواهرم)انقدر از فراق جوجه من جیک جیک کرد که اونم مرد..............یهنی من موندم این خواهر قاتل من چطوری می خواد اون دنیا جواب این جوجه هارو بده...........!!
خدایی من دلم واسه این جوجه ها خیلی میسوزه.......خواهشمندم شماها لااقل نه واسه کسی بخرید و نه اگه هنوز جوجه بازی می کنید جوجه هاتونو اذیت کنید![]()
۲-چند روزیه تو خونه از بقل هر کی رد میشم میگه:راپونزل موهاتو بنداز پایین![]()
یهنی چی؟اخانوادست ما داریم...........
آخه تا الان همش موهامو جمع می کردم پشت سرم حالا چند روزه سلیقه به خرج می دم قشنگ مرتبش می کنم و تازه مشخص شده به قول سو گند موهام تا باتکم اومده
!!!
رفتم به مامان گفتم:مامان من تا قبل عید میرم موهامو یه کم کوتاه می کنم ....خیلی بلند شده!!!یهنی یه جوری خشمگین شد که بروسلی غلط کنه تا حالا اونطوری بخشمه........
بی جا می کنی....مو به این قشنگی ..............................(به قول یکی از دوستان الان همه فهمیدید من چه موهایه بلند و قشنگی دارم
)
دیگه نذاشت دیگه!!!اختیار موهاشم آدم نداره!!!