۱ـمن میگم هر موقع دلتون از دنیا و آدماش گرفت و آرزو کردید کاش انسان خلق نشده بودید!خدارو صد هزار مرتبه شکر کنید که جوجه ماشینی(آره از همین جوجه رنگی رنگیا)خلق نشدید و سریعا استغفار کنیداین عمه ی خواهر زادم(محمد حسین سه سالشه)یه جوجه براش خرید ......یهنی چشمتون روز بد نبینه انواع اقسام بلا ها  رو سرش آورد خواهرم زنگ زده خونمون میگه جوجه هه خیلی جیک جیک می کرد کردمش تو کارتون انداختمش تو اتاق بالا ....حالا محمد حسین برگشته بهش میگه:مامان خوب جو جو هه تنها می ترسه!!من میرم پیشش....رفته  تو اتاق تیرای دارتم برداشته برده .......خواهرم میگه  یه چند وقت گذشت دیدم این بر نگشت رفتم نیگا کردم دیدم جوجه هرو گذاشته روبروش بد با این تیرایه دارت جوجه هرو نشونه می گیره میزنه بهش

بعد انقدر اذیتش کرد که جوجه ی بیچاره دو روزه مرد........پشت تلفن بهش می گم خاله چیکا کردی با جوجت؟ بیچاره مرد.........

برگشته میگه:من که کاری نکردم جوجش ضعیف بود.... مرد دیگه........(خاله الهی فدای خوشمزگی آت بشه)

الان می دونم احساسات همتون بر انگیخته شد و رفتید تو بچگی هاتون و یاد جوجه های بیچاره ی خودتون و بلاهایی که سرش آوردین افتادین ولی خوب من میگم توبه کنید خدا می بخشه

خود من گرچه اصلا از این حرکات حیوان نادوستانه با جوجه هام نمی کردم ولی یادمه یه بار آجی بزرگ بزرگم برا منو اونیکی آجیم جوجه خرید بعد ما اینارو تو یه جعبه کنار هم نگه می داشتیم یه سری که جوجمو در آوردم باهاش بازی کنم یهو که ازش غافل شدم دیدم رفت رو دفتر کتاب خواهرم کار خرابی کرد خواهرمم محکم پرتش کرد اونور ومنم گریه.............این بود که جوجه بیچارم فلج شد و فرداش جان به جان آفرین تسلیم کرد......حالا عمق فاجعه این نیست.........عمقه فاجعه اینجاس که اونیکی جوجه هه (مال خواهرم)انقدر از فراق جوجه من جیک جیک کرد که اونم مرد..............یهنی من موندم این خواهر قاتل من چطوری می خواد اون دنیا جواب این جوجه هارو بده...........!!

خدایی من دلم واسه این جوجه ها خیلی میسوزه.......خواهشمندم شماها لااقل نه واسه کسی بخرید و نه اگه هنوز جوجه بازی می کنید جوجه هاتونو اذیت کنید

۲-چند روزیه تو خونه از بقل هر کی رد میشم میگه:راپونزل موهاتو بنداز پایین

یهنی چی؟اخانوادست ما داریم...........

آخه تا الان همش موهامو جمع می کردم پشت سرم حالا  چند روزه سلیقه به خرج می دم قشنگ مرتبش می کنم و تازه مشخص شده به قول سو گند موهام تا باتکم اومده!!!

رفتم به مامان گفتم:مامان من تا قبل عید میرم موهامو یه کم کوتاه می کنم ....خیلی بلند شده!!!یهنی یه جوری خشمگین شد که بروسلی غلط کنه تا حالا اونطوری بخشمه........

بی جا می کنی....مو به این قشنگی ..............................(به قول یکی از دوستان الان همه فهمیدید من چه موهایه بلند و قشنگی دارم)

دیگه نذاشت دیگه!!!اختیار موهاشم آدم نداره!!!