خیلی خیلی خوشحال می باشم:)
چون ۴ شنبه این هفته عروسی خواهرمه ه ه ه :)
این هفته و هفته قبل کلا در حال دویدن بودم و خواهم بود..........البته تا باشه از این دویدنا:)
پریروزم رفتیم جهاز خواهرمو چیدیم........خونش انقدر خشگل شد که نگو........
خیلی باحال بود............همه خواهرا و برادرم+مامی و ددی بودیم.......یهویی ۱۳ نفر ریختیم خونشون......خواهر بیچاره ی منم مجبور شد تو ظرفو ظروف جهیزیش برامون غذا بپزه........فکر کن.....هنوز نرفته سر خون زندگیش چتر بازی شروع شد
برنچ و مرغ درست کرد بنده خدا......اصلا فکر نمی کردیم دست پختش انقده خوب باشه......کلا همه فکشون افتاد
ولی خوب بعد ناهار حسابی از خجالتش در اومدیم.............و تا ۷ بعد از ظهر خونشو جمع کردیم و وسایلشو چیدیم و همه چی مرتب شد خداروشکر و خواهری هم کلی از استرسش کم شد.............بعدم بیچاررو بردیم تو اتاق مجبورش کردیم لباس عروسشو بپوشه و کلی مسخره بازی در آوردیم:):):):)
۴ شنبه هفته پیشم رفتم لباس خریدم..........
عکسشو تو ادامه مطالب می ذارم که نظرتونو بگید
البته من خودم همیشه اسپورت پوشم........ولی خوب عروسی فامیل درجه یک فرق می کنه(فکر کنم این تریپ همه رو شگفت زده کنه)!!!!!
یه کم سنگینه لباسه ولی خوب خیلی بهم میاد!!
یه اشکال دیگشم اینه که با این لباس فقط باید مثل پرنسسا رفتار کنم!!!!!!!!!!!!!!!و اصلا به درد آدم جلفی مثل من نمی خوره
دوست جونا دعا کنید همه چیز مثل حالا خوب پیش بره...........
جای شمارو حتما تو عروسی خالی می کنم

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 10:4 توسط راضیه
|